تبلیغات
کتابخانه عمومی موسوی بجنوردی - خاطرات یک کتابدار - کنکوری ها

کنکوری ها

نویسنده :مریم گریوانی
تاریخ:شنبه 14 تیر 1393-04:05 ب.ظ

پنج دقیقه به هشت که می شود .دو تایی کتابهایشان را جمع می کنند وبا صدای بلند  و با ادا و اطوارمی گویند: "آقایون خسته نباشن ، ساعت کاری تموم شد، کتابخونه تعطیله " . ادای من را در می آورند ولی به روی خودم نمی آورم.کولر ها را خاموش می کنند ، آشغا ل ها ی  روی میز های مطالعه را  جمع  می کنند و همه صندلی ها را برای روز بعد مرتب می کنند ، لامپها را خاموش می کنند .سالن مطالعه  تمیز و مرتب را نگاه می کنم . انگار نه انگار که چهل نفر از صبح توی آن درس می خواندند . کوچکترین آشغالی نمی بینم .کیسه  آشغالها را بر می دارم تا موقع رفتن جلوی در بگذارم . کیسه ر ا ازم می گیرند و می برند  . چند روز پیش کارت  ورود به جلسه کنکور را برایشان پرینت گرفتم . خدا کند  قبول شوند .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
راضیه صفرزاده
سه شنبه 24 تیر 1393 05:56 ب.ظ
خیلی قشنگ بود مریم جون خوش بحالتون که پسر ها اینقدر تمیزن برعکس دخترها
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo