تبلیغات
کتابخانه عمومی موسوی بجنوردی - خاطرات یک کتابدار - اسب نودسه

اسب نودسه

نویسنده :مریم گریوانی
تاریخ:پنجشنبه 28 اسفند 1393-08:29 ق.ظ

اسب نود سه، چموش بود و وحشی. بعضی هامان رام و اهلی اش کردیم.عاشق مان شد. سیصد و شصت و پنج روز همراهمان شد.بعضی ها را به زمین کوبید و جانشان را گرفت. شاید آنها را بیشتر از ما دوست داشت. می خواست برای همیشه در خودش جاودانه کند.
مرتضی پاشایی را برد. امروز فهمیدم سکینه یزدانی، عضو عزیز کتابخانه مان را بیست روز است که برای خودش برده. بیست و چهار سال با غده ای توی سرش زندگی کرد. چشمانش را کم سو کرد ولی دست از تلاش برنداشت.کتاب خواند.کار کرد. با رتبه دو رقمی دانشگاه رفت. روانشناسی بالینی خواند... ولی حریف این اسب چموش نشد. چقدر مرگ به ما. سی ساله ها .به سی و پنج ساله ها نزدیکتر شده..
فردا می رود. گوسفند جایش را می گیرد. همه مان می شناسیمش. آرام واهلی است. مهربان. قانع و بی توقع. اگر او را یله کنیم توی این سبزه های پشت خانه مان، برای خودش می چرد و غر نمی زند.
گوسفند با کلاه قرمزی اش می آید. حواسمان به ببعی بیشتر از هر سال باشد. قانع باشیم.ساده باشیم و صداقت داشته باشیم. غر نزنیم و لذت ببریم ازدلخوشی های کوچک. به جای سبزه گلی، توی خانه هامان پرورش دهیم که نه سیزده روز که تمام سال با ما باشد.کتابهایی برای مطالعه داشته باشیم و  و کتاب عیدی دادن به بچه ها را فراموش نکنیم.خب دیگر...نصیحت بس است حواسم نیست رفتم توی جلد مادر بزرگ.

می روم گریوان این چند روز را. می خواهم بروم«چاقان سید» پونه جمع کنم. کوکویش کنم. بویش بپیچد توی کوچه. همسایه هامان را مست کند و بکشاند شان خانه ما. بنشینیم روی ایوان خانه سبزمان.کوکوی پونه بخوریم. 
ته مانده پونه ها را توی دستم بگیرم و گوسفندم کرپ کرپ بخورد ولذت ببرم از صدایش...
.
.
سال گوسفندی خوبی داشته باشید. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
سروش
سه شنبه 12 آبان 1394 04:34 ب.ظ
پاراگراف نخست عالیست. خیال انگیزی بدیعی دارد. اما بعدش از قوت نوشته كم میشود و نویسنده حتی فراموش میكند كه چه كسی فاعل است؛ اسب 93 یا سكینه عزیزی؟!
وقتی میگوید اسب 93 چنین كرد و چنان، سكینه ی عزیزی را با خود برد، بعدش فراموش میكند كه این كارها را سال انجام داده و پشت بندش مینویسد: 24سال با غده توی سرش زندگی كرد و اینچنین خواننده را سردرگم میكند كه چه كسی زندگی كرد؟ اسب 93 یا سكینه؟ و درست همینجاست كه نوشته از تابلوی خیال انگیزش بیرون میآید و...
سلام
شنبه 15 فروردین 1394 01:53 ب.ظ
لبخندزدم با نوشته ات
پاسخ مریم گریوانی : متشکرم . خوشحالم به خاطر لبخند شما
راد
پنجشنبه 6 فروردین 1394 11:55 ق.ظ
سلام. سال پرخیر و بركتی داشته باشید. برنامه كتابخانه در نوروز چگونه است؟
پاسخ مریم گریوانی : سلام . ممنون. سال خوبی داشته باشید. از امروز هستیم .چهارشنبه و پنجشنبه تعطیل بودیم
همکار
پنجشنبه 28 اسفند 1393 11:23 ق.ظ
با سلام
زیبا بود.
سالی پر از شادی نصیبتان باد گلم
پاسخ مریم گریوانی : متشکرم .
کتابدار
پنجشنبه 28 اسفند 1393 09:46 ق.ظ
کوکوی پونه نوش جانتان گفتم ک خیلی شبیه شما هستم عاشق بوی پونه ام بدجوری نعنا نه فقط پونه-سال خوبی داشته باشید
پاسخ مریم گریوانی : ممنون .کتابدار عزیز .سالی پر از شادی برایتان آرزو دارم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo