تبلیغات
کتابخانه عمومی موسوی بجنوردی - خاطرات یک کتابدار - خاطرات یک کتابدار 2

خاطرات یک کتابدار 2

نویسنده :مریم گریوانی
تاریخ:پنجشنبه 8 فروردین 1392-04:30 ب.ظ

***

امتحانات خرداد شروع شده ،  سالن مطالعه پر است از پسر. مراجعه کننده ای کتاب هنر فکر کردن ارنست دیمنه را می خواهد و توی قفسه پیدا نمی کند،دوماه نمی شود که رف خوانی کردیم و همه کتابها را مرتب توی قفسه هاچیدیم باز همه کتابها شماره هایشان به هم ریخته، مراجعان نمی دانند که کتابها بر اساس شماره چیده شده و نباید جابجا شوند این قفسه باز بودن با تمام مزایایی که دارد برایمان معضلی شده باید کم کم به مراجعان رده بندی دیویی را یاد بدهم . می روم که برایش کتاب را پیدا کنم مطمئنم کتاب را داریم و امانت نیست و خودم چندبار خوانده ام .در حین گشتن کتاب هنر فکر کردن ،کتابهای دیگر که در مورد تفکرو خلاقیت داریم مثل خلاقیت جوهره کارآفرینی صمد خلیل آقایی  و خلاقیت و نوآوری خسرو امیر حسینی ومکانیسم تفکر قاسمی فر  و کتابهای عبدالعظیم کریمی رامعرفی می کنم که اگر  در این زمینه علاقه دارد مطالعه کنداین کتابها   کمکش می کنند که یک هو همهمه ای متشکل از صدای پسرها ؛ میزها و صندلی ها از داخل سالن مطالعه به گوشم رسید .خودم را با عجله به سالن رساندم .تا رسیدم پسری لاغراز روی صندلی جدا شده و روی میز مطالعه یک نفره با دهانی پر از خون نشانده شده بود و پسری که اندامی ورزشکار داشت یقه پیراهن و زنجیر گردنش پاره شده بود .نمی دانستم چکار کنم دو طرف دعوا را با کمک پسرها از سالن مطالعه بیرون آوردیم پسر لاغر هنوز هم بد وبیراه می گفت و غر می زد اورا داخل مخزن فرستادم و دستمال دادم صورت خونی اش را پاک کند ، به انتهای مخزن برود عصبانیتش که فروکش شد برگردد تا ببینم چه اتفاقی افتاده . طرف دیگر دعوا را که اولین بار بود می دیدم با کمک پسرها  فرستادیم که امروزموقتا برود خانه  .

از بچه ها دلیل دعوا را می پرسم هر کس روایتی می کند آخرش معلوم شدکه دعوا به خاطر جا گرفتن پسر لاغر و نشستن پسر ورزشکار بر روی صندلی اش  بوده . با پسر لاغر صحبت می کنم مدتی خودش و دوستانش نیایند احتمال دارد دوباره دعوا شود با کتابخانه دیگر هماهنگ می کنم  پسر لاغر و دوستانش چند هفته آنجا درس بخوانند تا امتحانات دانشجویان تمام شود و سالن مطالعه خلوت شود .

از اینکه کتاب مورد نظرش و کتابهای دیگرتفکروخلاقیت را پیداکرده خوشحال و کمی مبهوت از دعوای پسرها

***

مهر که می شود خیلی از بچه های کتابخانه دانشگاه قبول می شوند بعضی ها به شهرهای دیگر می روند . از خیلی از بچه ها خبر ندارم که کجا قبول شده اند. دختر پسر خاله ام اسامی رتبه های برترکه رتبه های زیر هزارکنکور هستند را که کانون چاپ کرده برایم می آورد خیلی از بچه ها که عکسشان را زده اند توی کتابخانه چند سالی عضو بوده اند . از روی عکس و اسامی آنهایی که می دانم عضو کتابخانه اند بهشان زنگ می زنم تبریک می گویم و رشته و دانشگاهی که قبول شده اند را ازشان می پرسم و توی ورد با فونت نستعلیق می نویسم و پرینت می گیرم  و روی تابلوی اعلانات ، سالن مطالعه و مخزن می زنم .اعضای کتابخانه از این کار خیلی خوب استقبال کردند.امسال(سال 90) آقایان سبحان کوهستانی ،شروین همای رضوی ،علی میرزایی ،معین قدسی ،سورنا نودهی ،نیما نمدیان و خانم ها مطهره قادری ،مهرنوش اسلامی ،نفیسه علی آبادی رتبه های برتر بودند که الان توی دانشگاههای مختلف بیشترشان تهران درس می خوانند و خانم مرضیه حیدری که در واقع اولین عضو کتابخانه می باشد در مقطع دکترا پذیرفته شد .


***


کتابش را روی پیشخان می گذارد و اخم می کند . فورا شروع می کند به غر زدن که همین کارها را می کنید که مردم کتاب نمی خوانند .همین که کتاب را آوردم باید خدارو شکر کنید، می توانستم اصلا نیارمش . روحم خبر ندارد که چه می گوید و یا من چکار کرده ام .کتاب را زیر بار کد خوان می گیرم تازه متوجه می شوم که چه شده است، خنده ام می گیرد . ادامه می دهد گفتم که می توانستم نیاورم . سعی می کند جدی باشد. خودش هم از اینکه این اتفاق افتاده ناراحت است ولی می خواهد توجیه کند .از وضعیت کارتش می پرسد می گویم تمدیدش تمام  شده است . کارتش را تمدید می کند  دو تا کتاب امانت می گیرد. می گوید کاری  با من ندارید ، بروم . می گویم : به سلامت و فقط ببخشید که اذیت شدید و  کتاب را بعد از سیصدو دو روز آوردی شرمنده شما هم شدیم . سعی می کند جلوی خنده اش را بگیرد . دوباره شروع می کند راست می گویم .فراموش کردم و لابلای  کتابها یم  مانده بود.اگر جریمه بگیرد اگرکتاب دستم بماند  نمی آورم و همین کارها را می کنید که

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 07:14 ب.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo