تبلیغات
کتابخانه عمومی موسوی بجنوردی - خاطرات یک کتابدار - کتابدارها به بهشت ...

کتابدارها به بهشت ...

نویسنده :مریم گریوانی
تاریخ:سه شنبه 17 مرداد 1396-04:27 ب.ظ

اگرکتابخانه ما را یک فیلم سینمایی فرض کنید. اسم فیلم را هم مثلا "کتابدارها به بهشت نمی روند"یا "هیس! کتابدارها فریاد نمی زنند"، بگذارید. لابد من که پشت میز امانت نشسته ام، راوی این فیلم سینمایی می شوم.  

همزمان با تیتراژ شروع فیلم، یک نمای کلی از کتابخانه، از روبرو، از پیاده رو، نشان داده می شودکه من از همانجا روایت فیلم را شروع می کنم. دوربین از نرده ها می گذرد. نزدیک تر می آید. وارد کتابخانه می شود. ابتدای فیلم، دوربین روی جمعی از پشت کنکوری ها که حکم سیاهی لشگر را دارند و خیلی ها آنها را شخصیت های اصلی فیلم می پندارند، زوم می کند. آنها را تا پایان فیلم همه جای کتابخانه، سالن مطالعه، بخش نشریات، مرجع و حیاط کتابخانه می بینیم. گاهی آنها را سه چهار تایی داخل راهرو، کنار قفسه نشریات می بینیم که دارند یک ویدئو در فضای مجازی  تماشا می کنند و صدای خنده شان، سکوت را، با اینکه قرار است این فیلم، یک فیلم ساکت و بی سرو صدا باشد، می شکنند. بعد از دیدن سیاهی لشگرها، دوربین  می رود روی تیپ ها؛ پیرمردی که هر روز صبح زود برای خواندن روزنامه می آید. پسرجوانی با ریش و موی بلند که روبروی قفسه کتب هنری ایستاده و کتاب می خواند.  پیرمردی که آخر وقت روزنامه های تاریخ گذشته را توی جیبش می تپاند و فرار می کند. زن خانه داری که  رمانهای عامه پسند ایرانی و کتاب های آشپزی را تحویل می دهد و دوباره یکسری دیگر رمان و کتاب های آشپزی امانت می گیرد.

کم کم شخصیت های اصلی که مثل فیلم های پست مدرن لابلای تیپ ها و سیاهی لشکرها پنهان شده اند، نمایان می شوند.  مادربزرگی که هرسال با شروع فصل تابستان، با نوه دختری و پسری اش، نازنین و فرهام به کتابخانه می آید. آنها را عضو می کند. برایشان کتاب امانت می گیرد. تا آخر تابستان آنها را در آمدن به کتابخانه همراهی می کند.

معلمی که برای اینکه در دانش آموزانش انگیزه مطالعه ایجاد کند. با آنها توی کتابخانه قرار می گذارد و کتاب معرفی می کند. مشاوری که هر از گاهی برای مشاوره رایگان به مراجعان به کتابخانه می آید. خیری که کودکان بی بضاعت را عضو کتابخانه می کند. مادری که کتابهای معماری فرزندش را بعد از او به کتابخانه اهدا می کند. دختری که برای تولد دوستش، کارت عضویت کتابخانه را به او هدیه می دهد. نوجوانی که همه تلاشش را می کند تا دوستانش عضو کتابخانه شوند.کتاب بخوانند و...

رفتارها، کنش ها، دیالوگها  و کارهای شخصیت های اصلی این فیلم، همیشه در ذهن منِ راوی و همه  بینندگان ماندگار خواهد شد. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo