تبلیغات
کتابخانه عمومی موسوی بجنوردی - خاطرات یک کتابدار - یکشنبه ها منتظرشان هستم

یکشنبه ها منتظرشان هستم

نویسنده :مریم گریوانی
تاریخ:یکشنبه 27 مرداد 1392-08:55 ق.ظ

هرروز پنج‌تایی باهم می‌آمدند، از مخزنِ یک به مخزنِ دو می‌رفتند و از مخزن دو به مخزن یک. مخزن یک و دو که می‌گویم فکر نکنید که از یک کتاب‌خانه‌ی خیلی بزرگ حرف می‌زنم. مخزن یک، هشتادمتر بیشتر نیست، مخزن دو هم قسمتی از سالن مطالعه‌ی پسرهاست که با پارتیشن و قفسه جدایش کرده‌ایم و اسمش را گذاشته‌ایم مخزن دو، کل کتاب‌هایمان هم تقریبا بیست‌وپنج‌هزار جلد است. البته مثل مادرهایی که بچه‌هایشان را دکتر یا مهندس صدا می‌زنند من هم کتاب‌خانه‌ام را ملی صدا می‌زنم، گاهی‌ وقت‌ها که مراجعان می‌پرسند کتاب‌هایتان در چه حد است می‌گویم: «در حد کتاب‌خانه‌ی ملی!» می‌خندند، خلاصه آن‌قدر از این مخزن به آن مخزن رفتند که صدایم درآمد و به‌شان گفتم این‌قدر دور نزنند، یک یا دو روز در هفته را که تکالیف درسی‌شان کمتر است برای آمدن به کتاب‌خانه بگذارند، اگر هر روز بیایند احتمال دارد شیطنت‌هایشان خسته‌ام کند. ولی اگر هفته‌ای یک یا دوبار بیایند، هم وقت کافی برای خواندن همه‌ی کتاب‌هایی که امانت گرفته‌اند دارند، هم من از آمدن‌شان لذت خواهم برد. یک‌شنبه را انتخاب کردند. یک‌راست از مدرسه می‌آیند و مستقیم می‌روند بخش نوجوانان. کمتر شیطنت می‌کنند، بیشتر برای انتخاب کتاب رقابت می‌کنند، گاهی‌وقت‌ها می‌نشینند و درباره‌ی کتاب‌هایی که خوانده‌اند باهم حرف می‌زنیم. کتاب‌های متناسب با سن‌شان را معرفی می‌کنم، جلسه‌ی شش‌نفره‌ی غیررسمی نقد کتاب داریم.یک‌شنبه هر هفته منتظرشان هستم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
یك كتابدار
چهارشنبه 30 مرداد 1392 07:34 ب.ظ
با سلام خدمت همكار گرامی
از روزی كه نهاد كتابخانه ها مجوز ساخت وبلاگ را برای كتابخانه ها صادر كرد به وبلاگ كتابخانه های مختلف سر می زنم و در این بین چند وبلاگ برایم جالب است چون روش نگارش مسئولینش با هم تفاوت دارد . گاهی یك كتابخانه خیلی خلوت و بدون ارباب رجوع چون مطلبی برای نوشتن ندارد می نویسد : ای كاش من هم مانند همكاران كتابخانه های دیگر بیكار بودم و می توانستم در وبلاگم مطلب بنویسم .
گاهی كتابخانه ای مانند كتابخانه مركزی پارك شهر تهران صرفا از اخبار استفاده می كند كه شاید بدلیل زیادی اخبار مربوط به آن كتابخانه باشد . و گاهی شخصی مانند شما صرفا از خاطرات خود در وبلاگتان می نویسید . نمی دانم كدام درست است فقط این را می دانم كه فلسفه ساخت این وبلاگها اطلاع رسانی می باشد و شاید به همین دلیل نامش را بولتن اطلاع رسانی گذاشته اند . لطفا راهنمایی فرمایید .
پاسخ مریم گریوانی :
هنوز قانون خاصی برای وبلاگها در نظر نگرفتند و هر کس هر طور که می خواهد مطلب می نویسد ، ولی من فکر می کنم هدف همانکه شما گفتید،اطلاع رسانی است ،برای اطلاع رسانی می توانیم از روشهای مختلف خاطره نویسی ،خبر ، گزارش و مصاحبه ، معرفی کتابخانه و خدماتش و... استفاده کنیم .اگر شروع کنید و علاقه داشته باشید کم کم روش اطلاع رسانی تان دستتان می آید.فقط اخبار کتابخانه باشد خیلی رسمی می شود . به نظر من این رو ش برای سایت استان مناسب است ، وبلاگ باید محیطی صمیمی تر و راحت تر داشته باشد . وبلاگ دار که شدید آدرسش را برایم ارسال کنید لطفا ، خیلی مشتاقم .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo