تبلیغات
کتابخانه عمومی موسوی بجنوردی - خاطرات یک کتابدار - شهریورماه

شهریورماه

نویسنده :مریم گریوانی
تاریخ:چهارشنبه 27 شهریور 1392-11:53 ق.ظ

شهریوراست،خلوت است. دستهایم را زیر چانه ام می گذارم و زُل می زنم به در شیشه ای مخزن که از توی آن تمام اتفاقات راهرو ورودی را می بینم، بدون اینکه کسی مرا ببیند. این درشیشه ای درست مثل یک دوربین مداربسته عمل می کند.و اتفاقاتی که طی این سالها دیده ام را توی ذهنم  مرور می کنم :

 روزی که پسر بچه ها یی که مدرسه شان تعطیل شده بود، حمله کردند و همه گلهای رز حیاط را چیدند و رفتند .

روزی که یکی از کارمندان توی راهرو دولاّوراست می شد، از دیدنش تعجب کردم و با خودم گفتم نکند دیوانه شده، که با آمدن یکی از همکاران خانم متوجه شدم که دارد تمرین می کند که چطوری با اواحوالپرسی کند. بیچاره عاشق شده بود .

روزی را به یاد می آورم که پسری نامه ای نوشته بود،داخل نامه یک سکّه گذاشته بود تا سنگین شود وپرت کند راهرو طبقه بالا برای یکی ازدخترهای سالن مطالعه، سکه رفت بالا، نامه افتاد پایین توی مخزن، جلوی پای من و خودش فرار کرد.

روزی که پسری، نگاهی به دور و برش انداخت و چند تاازکتابهایی را که برای نمایشگاه گذاشته بودم، تپاند توی کیفش و سراسیمه از کتابخانه خارج شد .

مهندس را می بینم که مجله ها را از قفسه نشریات بر می دارد و به اتاقش می برد و من برای تلافی این کارش از اتاقش کتابهای معماری اش را  بر می دارم.

روزی که یکی از اعضا که کتابهایش را بعد از چند سال تاخیر آورده بود، رویش نمی شد به مخزن بیاید، همانجا گذاشت و رفت.

روزی که مراجعه کننده ای کتابهایش را با تاخیر زیاد آورده بود. داد دست یکی از اعضای کتابخانه که عجله دارد و خودش با سرعت از کتابخانه خارج شد .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
زیتون
شنبه 2 آذر 1392 02:27 ب.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo