تبلیغات
کتابخانه عمومی موسوی بجنوردی - خاطرات یک کتابدار - اداره بیمه

اداره بیمه

نویسنده :مریم گریوانی
تاریخ:سه شنبه 30 مهر 1392-04:35 ب.ظ

صبح ،قبل از آمدن به کتابخانه می روم اداره بیمه ،کپی آزمایشها و فاکتور را می دهم تا پولی را که برای  آزمایشهایم دادم،از بیمه تکمیلی پس بگیرم .خانم و آقایی توی یک اتاق نشسته اند و کار می کنند آقا اسمم را توی یک برگه می نویسد و محل کارم را می پرسد می گویم :"کارمند کتابخانه ام ،کتابدارم". می گوید :"حتما دوسه هزار جلد کتاب کهنه و روزی ده ، بیست نفر مراجعه کننده دارید".چیزی نمی گویم . توی دلم می گویم همه کارشان سخت است به غیر از ما . چهار نفر نشسته اند . آقای مدعی یک فرم را پر می کند .خانم کارشناس وارد کامپیوتر و اتاق دیگر یک نفرامضامی کند  ویک نفر دیگر پول را از کشو در می آورد و می دهد . حالا کسی نیست بگوید کار شما سخت یا ما که از صبح تا شب هر شیفت یک نفریم که هم لیست کتابها و اعضا را توی دفتر می نویسیم و وارد کامپیوتر می کنیم و کارت عضویت ، لیبل وبارکد می زنیم ، مراجعه کننده ها را راهنمایی می کنیم و کتاب من سفارش می دهیم و نامه های اداری را جواب می دهیم و خبر می فرستیم و... بی خیال صد سال هم بگذرد هیچ کس متوجه نمی شود .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مریم
سه شنبه 11 اسفند 1394 05:37 ب.ظ
به من هم خیلی از اقوام شوهرم میگویند کارت خیلییییییییی راحته اما نمیگویند حقوق ما سه برابر توست.
محمد
جمعه 3 آبان 1392 08:27 ق.ظ
هستند کسانی که قدر کار شمارو میدونن.پس احتیاجی نیست بعضی ها بفهمن شما چقدر دارید زحمت میکشید.به قول خودتان بی خیال.
جواد ماهر
چهارشنبه 1 آبان 1392 01:27 ب.ظ
هستند کسانی که هم فرهنگ دوست اند و هم می دانند چه قدر کتاب داری سخت است و چه قدر حساس و لازم. زمانه، زمانه ی بدی است. گاهی یادمان می برد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo