تبلیغات
کتابخانه عمومی موسوی بجنوردی - خاطرات یک کتابدار - ضامن

ضامن

نویسنده :مریم گریوانی
تاریخ:شنبه 4 آبان 1392-08:11 ب.ظ

بیکاری اش اذیتم می کرد، همیشه دوست داشتم کاری برایش بکنم تا از این وضع در بیاید، ساکت و کم حرف است. تقاضای وام کرد تا برای خودش شغلی دست و پا کند. یکروز آمد کتابخانه، کپی حکم کارگزینی ام را گرفت، چند روز بعد، برگۀ ضامن را امضا کردم. دلم می خواست قبل از شروع هرکاری کتاب"کار و فراغت ایرانیان" و"سنگفرش خیابان از طلاست"و یا کتاب حمزه گنجی که در باره روان شناسی کار است، بخواند،دوست داشتم به اش پیشنهاد بدهم، کتاب" تعلیم و تربیت در اسلام"مطهری که بخش آخر کتاب که درباره کار است، بخواند، بدون مطالعه، تجربه، تخصص و مشورت، هشت میلیون وام برداشت، خرج مغازه کرد، تمام شد.

دو سال است که هر ماه صدوپنجاه هزارتومان از حقوقم کم می شود.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
زیتون
شنبه 2 آذر 1392 02:18 ب.ظ
خدا به همه عقل بدهد به برکت محمدوال محمد
واقعا بی عقلی انسان را به اتش میکشد
پناه برخدا
کاش با شما درباره کارش مشورت کرده بود کاش با افراد باتجربه مشورت کرده بود کاش ...
این دعارا بش بگوبخواند
اللهم صل علی محمدوال محمد
اللهم اغننی بحلالک عن حرامک وبفضلک عمن سواک
اللهم صل علی محمدوال محمد
بعدازهرنماز یاهروقت یادش امدچندبار بخواند قرضش ادا بشه
محجوبه
سه شنبه 7 آبان 1392 09:23 ب.ظ
یا رفیق
سلام دوست خوبم
اینو که خوندم یاد معرفی کتاب های نابتون که بهم می کنید .خوشحالم اینجا دوباره کتابهای خوب بهم معرفی کردید خانم گریوانی عزیز



موفق باشید
اللهم عجل لولیک الفرج
محجوبه
سه شنبه 7 آبان 1392 09:23 ب.ظ
یا رفیق
سلام دوست خوبم
اینو که خوندم یاد معرفی کتاب های نابتون که بهم می کنید .خوشحالم اینجا دوباره کتابهای خوب بهم معرفی کردید خانم گریوانی عزیز



موفق باشید
اللهم عجل لولیک الفرج
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo