تبلیغات
کتابخانه عمومی موسوی بجنوردی - خاطرات یک کتابدار - شغلم را دوست دارم ...

شغلم را دوست دارم ...

نویسنده :مریم گریوانی
تاریخ:شنبه 11 آبان 1392-07:37 ب.ظ

شغلم را دوست دارم ....

اگر روزی، خبرنگاری، این سوال کلیشه ای را ازمن بپرسد که اگر دوباره به بیست و دو سالگی برگردم آیا باز هم شغل کتابداری را انتخاب می کنم؟ با افتخار جواب می دهم:"بله حتما ". اینکه می گویم خبرنگاری این سوال را می پرسد، جزو تخیلاتم است، چرا که هیچ خبرنگاری هرگز به ذهن اش خطور نمی کند که از یک کتابدار این سوال را بپرسد، فرض محال عرض کردم.

 شغل من مثل بقیه شغل های اداری نیست که اول کارمند ساده باشی وبعد کارشناس و رئیس بخش، معاون و در نهایت مدیر کل یا نماینده مجلس شوی. خیلی متفاوت است، توی این شغل همیشه کتابدار می مانی با همان حقوق و مزایای کارمند ساده، نه در جلسات تصمیم گیری دعوتت می کنند و نه نظراتت برایشان مهم است، مدیرانت بیشتر وقتها غیر مرتبط اند و توقع کارهای عجیب و غریب و بی ربط دارند، اگر خواستی اینکاره شوی باید خیلی انعطاف پذیر باشی، چون که احتمال دارد  در یک روز چندین شغل را تجربه کنی.

 اولِ صبح که می روی سرِ کارمثل یک مدیرکل برنامه روزانه ات را مرورمی کنی وآیین نامه های مختلف مثلا رف خوانی، امانت، عضویت، خیرین کتابخانه ساز و...را می خوانی و یک برنامه استراتژیک برای افزایش اعضا و کتاب و مراجعان اجرا می کنی، مثلا درهر ماه تعداد اعضای کتابخانه ات نباید کمتر از صدو پنجاه نفر باشد و برای رسیدن به این هدف، روشهای مختلفی از قبیل عضویت مراجعان داخل سالن ، عضویت کودکان، تشویق مراجعان و خویشاوندان به عضویت در کتابخانه و بازدید مدارس و... استفاده می کنی. بعد، مثل یک مدیر روابط عمومی خبرهای کتابخانه ات را در ذهنت مرور می کنی  آنچه را که ارزش خبری دارد، انتخاب، و برای سایت استان می فرستی، نیم ساعت بعد، مثل یک کارمند نامه های اتوماسیون اداری را جواب می دهی و غر می زنی که خسته شدی از دست اینهمه نامه ، هنوز یک ساعت از غر زدنت نگذشته که مثل یک تکنیسین ماهر می نشینی پشت سیستم و کتاب ثبت می کنی و با مهارت کامل لیبل و بارکدها را با فاصله سه و نیم سانتی متر نه بیشتر و نه کمتر می چسبانی .ساعت نٌه به بعد،کم کم مراجعان می آیند، امانت دادن کتاب را شروع می کنی. اگر کسی سوالی درباره کتاب و مطالعه داشته باشد مثل یک مشاور، مراجعان را در انتخاب کتاب راهنمایی می کنی که بهترین ها را بخوانند، کتابهایی راکه خودت خواندی و لذت بردی معرفی می کنی و به گفته رانگاناتان کتابدارکارش این است به مراجعه کننده بگویدکه من قبلا این راه پیموده ام، دستت را به من بده تا تو را نیز راهنمایی کنم. مشاور امین بودن کتابدار هم  از همین بخش کارکتابخانه گرفته شده است.

سَرت که خلوت می شود، می روی سراغ قفسه کودکان، نگران می شوی که با هفته ای یکبار نظافت مبادا به خاطرِ گردوخاک قفسه ها، کودکان مریض شوند، خودت با یک عدد دستکش یکبار مصرف می افتی به جان بخشِ کودکان، بعدش تعمیرات، خرید لوازم مصرفی ، آب دادن به گلها، تزئین بخش کودکان، آموزش کاردستی و ... این کارها تا بازنشستگی ات ادامه دارد، فقط بستگی به خودت دارد که کدام بخش را فعال تر کنی : مدیریت، نامه های اداری، روابط عمومی، خدمات فنی، خدمات عمومی و مرجع، مشاوره، قصه گویی برای کودکان و... به خاطر همین انعطاف پذیری اش است که دوست اش دارم و عاشقش ام .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
یك كتابدار
چهارشنبه 15 آبان 1392 07:44 ب.ظ
با سلام خدمت همكار گرامی
كتابداری عشق است . كتابداری خدمت به مردم كه « عیال ا... » هستند می باشد . این همه گلایه نكنید !!!البته همه اینهایی را كه گفتی قبول دارم . اما محیط كتابخانه هر كتابدار از نظر شادابی و با طراوت بودن به ذوق و سلیقه خود كتابدار بر می گردد و نیازی به داشتن مدیر قابل درك نمی باشد .
پاسخ مریم گریوانی :
منم که گفتم عاشقشم .ولی ساختار ناعادلانه سیستم اداری خواه ناخواه روی کار کتابدار اثر می زاره .باعث میشه وقت کتابدار با کارهای بیخود و بی فایده آمار و اعلام وصول هدر بره
محجوبه
دوشنبه 13 آبان 1392 01:58 ب.ظ
یا شفیق
سلام دوست نازنینم
من ان شاء الله برای روز کتاب و کتاب خوانی این نوشته را نشر خواهم داد البته به نقل از مریم گریوانی


شاد باشید
اللهم عجل لولیک الفرج
محمد کریمی جعفری
شنبه 11 آبان 1392 07:51 ب.ظ
خسته نباشی خانم کتابدار
تبریک برای این قلم زیبا و صمیمی
در پناه حق
یا علی
پاسخ مریم گریوانی :
سلام .ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo